اسفند ۰۱، ۱۳۸۷

پستِ نذري

سلام.
مدتيه كه يا تو وبلاگ ها يا تو ميل و يا جاهاي ديگه، حديث هايي مي بينم كه مثلا نظر امامان رو در مورد فلان كار، مسخره كرده. يا با حديث هاي جعلي و بي پايه، يا از روي غرض، يا با تحريف و يا از روي ناداني. نمي دونم چي بگم، چون تكذيب اين جور احاديث از ريشه و قاطعانه كار خيلي سختيه و مجتهدها توش موندن، چه برسه به مردم عادي. ولي اگه يك كم انصاف داشته باشيم و يه ذره به خودمون زحمت بديم، با كمي فكر كردن، به راحتي مي تونيم بفهميم كه فلان حديث جعليه يا واقعي.
دبيرستان كه مي رفتم، يه معلم ديني داشتيم كه مدير مدرسه مون هم بود (اگه اسمش رو بگم، همه بچه هاي مشهد مي شناسنش) بحث شد درباره احاديث جعلي و كتاب هايي مثل «حلية المتقين». مثلا يه جاش نوشته بود كه نگاه كردن به صفحه شطرنج مانند نگاه كردن است به (ببخشيد) فلان جاي مادر! يا وقتي مي خوايم وارد توالت بشيم با پاي چپ وارد بشيم و موقع خارج شدن با پاي راست. ما هم تو اون سن منتظر بوديم كه معلم بگه شكاف ديوار تا از خنده روده بر بشيم و نيم ساعت وقت كلاس رو بگيريم ولي اين معلم مون خيلي زرنگ بود، خدا حفظش كنه، رشته كلام رو به دست گرفت و حداقل در مورد من، خيلي از گره هاي فكري منو باز كرد.
مي گفت كتاب بحارالانوار علامه مجلسي كه 110 جلد داره، مرجع كامل تمام احاديثي هست كه تو مذهب شيعه نقل شده. ولي مرجع قابل اطميناني نيست چون هرچي حديث اومده رو جمع كرده و كاري به درست يا جعلي بودنشون نداشته. به قول امروزي ها مثل ويكي پديا مي مونه. مثلا در مورد شطرنج، چرا بايد يك بازي فكري با همچين عبارتي توصيف بشه؟ معلومه كه اين حديث هيچ پايه و اساسي نداره. ولي وارد و خارج شدن به توالت، (اينا هنوز حرف هاي معلمم هست) علم فيزيولوژي ثابت كرده كه گرانيگاه بدن كمي به سمت راست بدن متمايله، براي همين گفتن كه با پاي راست از توالت خارج بشين يا وارد مسجد بشين تا اگر در اون لحظه اي كه پاي شما بالاست، عزرائيل اومد و قبض روحتون كرد (البته دور از جون شما!) چون وزن بدن به سمت جلوست، جسد به سمت جلو بيفته و از توالت خارج شده باشه و يا داخل مسجد بيفته. به همين راحتي! ولي اون زمان اگر امام مي اومده و مي خواسته اين موضوع رو براي عرب هاي بيسواد و لجباز توضيح بده، كي حاليش مي شده؟
يا مثلا مي گن از قسمت شكسته ليوان يا ظرف، آب و غذا خوردن مكروهه، خوب معلومه چرا، چون اون قسمت تميز نميشه و ميكروب لاي بريدگي ها مي مونه و باعث بيماري ميشه. يا مي گن كه شب روي ظرف آب، كه اون زمان كاسه بوده، سرپوش بگذارين چون اجنه شب وارد آب ميشن! حالا تصور كنين امام مي خواسته به مردم ميكروب و آلودگي رو توضيح بده، مي فهميدن؟ يا حديث داريم كه مستحبه موقع پوشيدن لباس، سه بار اون رو تكون بدين، خوب خيلي دليلش واضحه، اين كار رو مي كنيم تا اگه حشره يا جانوري تو لباس باشه بيفته بيرون، اون زمان عقرب و مار و سوسك و حشرات موذي زياد بودن، شايد حالا ديگه تو خونه اي نباشه.
يا در فلان ساعت و فلان روز بچه دار شدن بهتره و فلان ساعت خوب نيست. اينا خيلي طبيعيه اگر با ديد نجوم و ستاره شناسي و تاثير صور فلكي بر روي زمين و جو زمين بهشون نگاه كنيم. حتما در مواقع خاصي رحم زن و غدد مرد تحت تاثير نيروهاي سماوي قرار مي گيرن و واكنش هاي متفاوتي از خودشون نشون مي دن.
يا دراز كردن شخصي كه در حال مرگه رو به قبله، دليلي نداره جز اينكه بدن در راستاي قطب هاي مثبت و منفي زمين قرار مي گيره و گردش خون راحت تر ميشه. يا چرا بايد نماز هاي مغرب و عشا و صبح رو با صداي بلند بخونيم. تا هم خواب از سرمون بپره و هم غير مستقيم اگر كسي اطرافمون خواب هست رو به نماز خوندن دعوت كنيم.
يا مثلا درمورد تعداد ركعت هاي نماز، يه چيز جديد تازگي خوندم كه شب معراج، پيامبر (صلي الله عليه و آله) به «سدرة المنتهي» رسيدن، جايي كه حتا جبرئيل هم اجازه حضور نداشته و اگر يك قدم جلوتر مي رفته بال هاش مي سوخته، پيامبر به روايتي مستقيم با خدا گفتگو كردن. خدا در آن شب بر امت پيامبر پنجاه نماز واجب مي كنه. پيامبر در حال برگشت به حضرت موسي بر مي خورن، حضرت موسي ميگن كه براي امت ضعيف تو، پنجاه نماز زياد است، برو از خدا تخفيف بگير. پيامبر برمي گردن و در حالت سجده به خدا مي گن: پروردگارا بر امت من پنجاه نماز واجب نمودي در حاليكه امت من ضعيف ترين امت هستن و عمري كوتاه تر از بقيه امت ها دارن، بر امت من در نماز تخفيف بده. خدا مي فرمايد كه ده نماز بر آنها تخفيف دادم. پيامبر بر مي گردن و دوباره حضرت موسي ميگن كه چهل نماز هم زياده، برو و باز هم تخفيف بگير. همينطور ادامه پيدا ميكنه تا خدا فقط پنج نماز بر امت پيامبر واجب قرار ميده. باز حضرت موسي ميگن كه برو و باز هم تخفيف بگير ولي اين بار پيامبر مي گن كه من خجالت مي كشم ديگه. همان زمان از طرف خدا پيام ميرسه كه من هم اين پنج نماز را به منزله پنجاه نماز قبول ميكنم و به تو امت تو ثواب پنجاه نماز عطا مي كنم. روايت هست كه اون پنج نماز، نمازهاي دو ركعتي بودن. ولي پيامبر دو ركعت به نماز ظهر و عصر و عشا و يك ركعت به نماز مغرب اضافه مي كنن، به شكرانه ي وجود حضرت زهرا (سلام الله عليها) و حسنين (عليهما سلام). به همين خاطر به اين هفت ركعت «فرض النبي» گفته ميشه و در سفر اين دو ركعت ها از بين ميره و نماز شكسته ميشه، به جز يك ركعت نماز مغرب كه به ياد حضرت زهرا (سلام الله عليها) بايد در سفر هم خونده بشه.
ولي در عين حال هنوز هستند دستوراتي كه تو اسلام اومده و كسي از فلسفه شون خبر نداره. چون هنوز علم بشر به اون مرحله نرسيده. پس نمي تونيم قاطعانه بعضي احاديث رو رد كنيم يا مسخره كنيم.
مثال اين قضيه بر مي گرده به همون سوالي كه هميشه تو ذهنم بوده و هنوز نتونستم جوابي براش پيدا كنم:
چرا بايد براي امام حسين (عليه السلام) اينقدر عزاداري كرد؟ چرا گريه بر حسين اينقدر ثواب داره؟ چي شده كه همه چيز شيعه شده روضه ي امام حسين؟ و... همين رو نمي دونم. هنوز نفهميدم كه چرا تاريخ تغيير كرد و علي (عليه سلام) به عنوان مظلوم تاريخ، جاي خودش رو به پسرش داد، تنها امامي كه در جنگ شهيد شد...
بگذريم، بحث تكراري ميشه...
يه چيز ديگه هم نقل كنم و بريم:
در همان شب معراج خدا به پيامبر مي فرمايد: «براي امت هاي گذشته هر عبادتي كه انجام مي دادند يك ثواب نوشته مي شد همانگونه كه براي هر گناه يكي در پرونده شان ثبت مي شد، ولي براي امت تو هر گناه يكي ولي هر ثواب ده برابر ضبط و ثبت مي شود و بالا مي رود. همچنان امت گذشته اگر قصد عبادت مي كردند براي آنها اجري نبود ولي يا رسول الله امت تو هرگاه قصد عبادتي نمايند يك حسنه در دفتر عملشان ثبت مي شود حتا اگر آن را انجام ندهند و اگر انجام دهند ده حسنه نوشته مي شود. براي امت هاي گذشته اگر قصد گناه مي كردند چيزي نوشته نمي شد ولي براي امت تو اگر قصد معصيت كنند و آن را انجام ندهند و از عصيان منصرف شوند، يك حسنه در نامه عمل شان نوشته مي شود.»
چي بگم ديگه... خداي مهربوني داريم ها... ولي قدرش رو نمي دونيم...
***
مدتيه كه مي خواستم يكي از پست هاي اكسير رو نذر امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) كنم، ولي مي ديدم كه چيز به درد بخوري نمي نويسم، اين شد كه اين پست رو نوشتم. خدا كنه كه اين پست لياقت خاك پاي آقا رو داشته باشه...
هركي خوند و خوشش اومد، يه صلوات براي سلامتي و خوشنودي امام زمان بفرسته، شايد يه چيزي هم گير من حقير بياد...
***
بسه ديگه! روضه تموم شد، چراغها رو روشن كنين! پاشين برين سر خونه و زندگي هاتون!
اينم به مناسبت داربي مي خواستم بذارم، دير شد، قبول كنين! تقابل قرمز و آبي

***
پست بعدي، به زودي، از همه رنگ!
خوش باشين و التماس دعا.

۸ نظر:

نوشا گفت...

مساله اینه که این همه احادیث و روایت های ارزشمتد داریم که گاهی آدم وقتی می خونه دلش اوج میگیره ولی متاسفانه همه می چسبن به چند تا روایت بی سر و ته و بی معنی که معلوم نیست چقدر صحت داشته باشه من یاد گرفتم که حداقل در جایی که آگاهی خودم قد نمیده قضاوت نکنم
یه مثالی هم یه روزگاری یه روحانی جوانی زد جالب بود می گفت شما کیسه گوهری دارید و دشمن هم در تعقیب شماست اگر این کیسه روی زمین بریزه آیا در اون مجال کوتاه می شینید تا اونا رو از شن ها جدا کنید این همون کاری بود که مجلسی و امثال او در اون دوره برای حفظ احادیث کردن
ببخشید طولانی شد

fereshteh گفت...

salam vaghean mamnon cheiz haei minevisi ke adam ra tekan midehad az 100 ta roze va chiz haye dige peyshtar adam ra tedan midehad
khosha be seadaet va hamsaret
eltemase doá
fereshteh

حمید گفت...

اللهم صل علی محمد و آل محمد

پیوند گفت...

سلام نذرتون قبول.معلم دینی ما یه بار اسم یه کتابی رو گفت که یه آقایی (که متاسفانه اسم ایشون هم یادم نیست) راجع به همین مستحبات و مکروهات نوشتن با دلیل علمی.اگه اسمشو ÷یدا کردم می نویسم براتون.

آن دورها صدايم مي زنند كسي! گفت...

و عجل فرجهم!

علیرضا گفت...

البته نمیشه گفت حدیث های حلیه المتقین جعلی هست !
بعضی هاشون درسته

اكسير گفت...

عليرضا: منم اين حرف رو نگفتم. منظور من هم اين بود كه بعضي هاشون درست هستن و بعضي ها جعلي. اون مثال ها هم بيشتر از حلية المتقين بود كه اثبات شون رو نوشته بودم.

پیوند گفت...

سلام.روزتون مبارک آقای مهندس
(می دونم دیروز بود.دیگه ببخشید دیر شد.)