آبان ۲۷، ۱۳۸۷

!پنجه ي پا در نقش «چيز» مرد

سلام. خوبين؟
سريال پرستاران هفته پيش رو ديدين؟ نمي دونم چه اجباري بود كه اين قسمت رو پخش كنن!
يه مردي رو آورده بودن بيمارستان، به خاطر اينكه زنش توي خواب «پنجه ي پاش» رو با چاقو بريده بود! مرده داشت خودش رو به در و ديوار مي كوبيد از درد، پرستارها و پليس پوزخند مي زدن، زنه هم نمي گفت «پنجه» رو كجا انداخته! دكترها به مرده گفتن اگه «پنجه» رو زود پيدا كنيم مي تونيم پيوند بزنيم، مرده هم به زنش التماس مي كرد كه بگو، قول مي دم ديگه تركت نكنم، زنه هم لج كرده بود و جاي «پنجه» رو نمي گفت! پليس هم با پرستارها بحث مي كرد كه سزاي مرد خيانتكار همينه!
ولي يه چيزايي بود تو اين قسمت كه منو سرگردون كرد:
اول اينكه تو يه صحنه پاهاي يارو ديده شد، صحيح و سالم!
دوم: چطور ممكنه يه زن زورش برسه با چاقو پنجه ي پاي يك مرد رو ببره، با اون همه استخوان؟
سوم: چطور ميشه پنجه رو انداخت تو توالت و سيفون رو كشيد؟
چهارم: وقتي پنجه پيدا ميشه، زنه مي گه كاش مي انداختمش جلوي سگ، سگ مگه پنجه دوست داره؟
پنجم: آيا يارو براي پنجه اش اونقدر گريه مي كرد؟
ششم: مگه ميشه پنجه ي قطع شده رو دوباره پيوند زد؟
هفتم: اينهمه جا توي بدن وجود داره، چرا خانومه رفته سراغ سخت ترين جا براي بريدن؟
هشتم: آيا بريدن پنجه ي پا مي تونه از خيانت مرد به زنش جلوگيري كنه؟
نهم: چرا همه زير زيركي مي خنديدن؟
دهم: چرا پرستارهاي زن خوشحال بودن ولي پرستارهاي مرد حالت چندش داشتن؟
يا ما رو خر فرض كردن يا خودشون رو به خريت زدن يا سازندگان پرستاران خر بودن يا «اسمش رو نبر» هم جزو ملحقات پا حساب ميشه و بهش ميگن پنجه و ما تا حالا نمي دونستيم!

۶ نظر:

پیوند گفت...

سلام.می گم شما هم سخت فکرتون مشغول بوده بعد این سریال ها؟!هنوز هم طرفدار این سریال هستین

مولود گفت...

ممنون از اینهمه توجه!!!!:دی

نوشا گفت...

مولود جان آقایون خودشون با قوانین کیفری خودشون آشنا نباشن کی باشه !

ناشناس گفت...

ما كجاييم در اين بحر تفكر، تو كجا!

سینا دیلی گفت...

سلام اکسیر جان . خیلی مخلصیم . اوضاع خوبه اونجا؟

ناشناس گفت...

عبرت بگیر فقط کنکاش نکن